از بخشش آمنه تا ادعای حامیان حقوق بشر


به دنبال گذشت آمنه بهرامی، قربانی اسید پاشی از قصاص، رسانه‌های بیگانه که فرصت را برای هجمه به ایران از دست داده‌اند، همچنان تلاش می کنند احکام و نظام اسلامی را به چالش بکشند.
به گزارش گرداب، "آمنه بهرامی" دختر جوانی که به واسطه پاشیده شدن اسید به روی صورتش بینایی خود را از دست داده است در آخرین لحظات باقیمانده به اجرای حکم قصاص در مورد عامل جرم از تقاضای خود مبنی بر اجرای حکم صرف نظر کرد.

آمنه بهرامی در گفت و گو با رسانه های داخلی در توجیه دلیل خود برای بخشش مجید  گفت: «خداوند در قرآن از قصاص سخن گفته اما در همان جا بخشش را هم توصیه می‌کند و بخشش را بسیار بزرگ‌تر از قصاص دانسته است و من کار بزرگ‌تر را انجام داده‌ام.»

آمنه در ادامه افزود: «من این کار را به خاطر کشورم انجام دادم، چون در حال حاضر تمام کشورها نظاره‌گر ما هستند و منتظرند که چه اتفاقی می‌افتد.»

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران هم در این باره گفت: «دستگاه قضایی درباره اجرای حکم مصمم بود ولی خود آمنه در بخشیدن قصاص این مرد قاطع بود.»

گذشت آمنه بهرامی در زمان اجرای قصاص، گواه روشنی است مبنی بر اینکه حکم قصاص در زمره حقوق افراد جامعه قرار دارد. از سوی دیگر  این رویداد نشان می دهد، تنها نظام اسلامی مجری اعطای این حق به قربانیان است. این در حالی است که  رسانه‌های بیگانه همچنان سعی می‌کنند با استفاده از این رویداد احکام اسلامی و به تبع آن نظام اسلامی را  به چالش بکشند.

تلویزیون فارسی صدای امریکا نیز به همین بهانه در گزارشی از سیر این پرونده اظهار داشت: صدور حکم قصاص از سوی دادگستری ایران و اینکه اجازه بدهند به بهانه قصاص، یک انسان دیگر چشمان خود را از دست بدهد عملی محکوم و خشونت آمیز است.

صدای امریکا در این گزارش از قول "حسیبه حاج صحراوی"، معاون سازمان عفو بین الملل، می گوید: «ما با خانم بهرامی ابراز همدردی می کنیم و به خاطر بخششی که نشان داد از ایشان تشکر می کنیم، اما به هر تقدیر مجازات قصاص، مصداق بارز شکنجه و نوعی خشونت دولتی است که از دیدگاه ما امری غیر قابل قبول و غیر قابل تأیید است.»

در حالی که صحبت های آمنه بهرامی نقاب از چهره مدعیان حقوق بشر برمی دارد و نشان می دهد که "حقوق بشر" برای آنها تنها یک "دستاویز سیاسی" است.

وی در مورد حق مسلم خود در قصاص و حامیان حقوق بشر می گوید: «من پرونده را تا انتها پیگیری کردم تا همه بدانند قصاص حق من است. خدا را شکر می کنم که به همه ثابت کرد کسی نمی تواند مرا از قصاص که کمترین حقم بود محروم کند. من که زیبایی و جوانی ام را به خاطر هوس یک انسان دیگر از دست دادم...

از میان اینهایی که دائم تکرار می کنند از قصاص مجید بگذر، کسی با من همدردی نکرد. هیچ کدام‌شان کمکم نکردند. دولت اسپانیا کمک به من را مشروط به پناهنده شدن به آن کشور کرد. از خانم شیرین عبادی گله مندم که به درخواست کمک من توجهی نکرد. برایش نامه هم نوشتم اما دریغ از جواب نامه. هیچ یک از گروه های حامی زنان، گروه های حقوق بشری، همه شان فقط شعار دادند و از من خواستند او را ببخشم در حالی‌که حتی برای مخارج درمانم هم از کمک دریغ کردند...»